الیولوژی ۳ رو هنوز ننوشتم ولی این یکی رو فک کردم لازمه بنویسم. یعنی حس نوشتن اومد، منم لازم داشتم بنویسم و خب نوشتم! این یکی مربوط به زمان حاله و گذشته نیست و البته مثل بقیه طولانیه. اگه حال ندارید، نرید ادامه مطلب


>>> ادامه مطلب <<<

+ نوشته شده در سه‌شنبه 28 مهر 1388ساعت 15:26 توسط الی نظرات (9)



این پست در ادامه پست قبلی می باشد و همچنین دومین پست از سری پست های الیولوژی (الیاس شناسی) است و همچنین خیلی چیزای دیگه است که اصلا مهم نیستند! لطفا در راستای اینکه بیشتر علاف شید، اگه پست قبلی رو نخوندید، برید بخونید و اگه هم خوندید، دوباره بخونید. بعد برید ادامه مطلب

نکته: این پست به شدت طولانی و حوصله سر بره و فقط یه مشت خاطره ریز و درشته که نه به درد دنیاتون میخوره نه آخرت. ترجیحا می تونید به جای ادامه مطلب به این صفحه برین و یه جک مودبانه و بی مزه(که جزو ذات جک های مودبانه است) بخونید به جاش


>>> ادامه مطلب <<<

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور 1388ساعت 01:35 توسط الی نظرات (8)



هین، خب تازه از مشهد برگشتم، و مشهد هم میتینگ بود. قاعدتا می خواستم گزارش بنویسم ولی دیدم کلا گزارش نوشتن خز شده :D هین، جدا از شوخی، کلا حس گزارش نوشتن نبود و کلا گزارش ها رو اون طوری که من دوست دارم نمی نویسن! (الآن شما اینجا باید یه عجـــــــــــب بگید ها! گفتم که حواستون باشه!) خب، در نتیجه شروع کردم یه آپ نوشتم در باب مزایا و مضرات گزارش میتینگ یا چگونه گزارش میتینگ بنویسم و از این چرت و پرتا (و این عبارت "چرت و پرت" همون "...شعر" سابق می باشد که دوستان مودب پیشنهاد/توصیه/تهدید/الخ کردن که ننویسم!) ولی خب وقتی نوشتم، تصمیم گرفتم که ننویسمش! یعنی تو وب نزنمش در نتیجه اینایی که الآن دارید می خونید، اونا نیستن!

خب، بعدش خواستم یه گزارش میتینگ به سبکی که خودم دوست دارم بنویسم. که خب گفتم حسش نی. در نتیجه بعدش خواستم هیچ کاری نکنم ولی خب بی کاری بد دردیه! خب، بالاخره نتیجه این شد که حالا که قراره یه کاری کنم، همون کاری رو بکنم که از اول قرار بود تو این وب بکنم! چی کار؟ ها... اینجا نوشتم، برو بوخون! یه پیش درآمد هم اینجا نوشتم، اینم بوخون. بعد اگه باز هم حوصله ات سر نرفته بود، برو ادامه مطلب رو بخون، امیدوارم اون دیگه واقعا حوصله ات رو سر ببره


>>> ادامه مطلب <<<

+ نوشته شده در جمعه 30 مرداد 1388ساعت 19:52 توسط الی نظرات (6)